X
تبلیغات
@!دختــــــــــــــــرونه!@

@!دختــــــــــــــــرونه!@

دختر شرقی

ای به تو از خالق داور سلام

از لب جان بخش پیمبر سلام

شمس و قمر را به نسب اختری

نسل امام از پدر و مادری

اختر تابنده ی دانش تویی

بلکه شکافنده ی دانش تویی

دانش کل نقطه ای از مکتبت

علم لدنی سخنی بر لبت

هر نفست باغ گلی از کمال

هر سخنت پاسخ صدها سؤال


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 15:49 توسط shaghayegh|

 

خوبه که بدونی:

اون ستاره اى که از همه پرنور تره فقط مال تو نیست!

به همه چشمک میزنه …!

.

.

.

نه! چشمانم شور نبود

اگر که آخر کارمان ندامت شد

دست هایم نمک نداشت . . .

.

.

.

کاشکی یکی بود که فقط با یکی بود …

.

.

.

دیوانگی های دلم را به دل نگیر !

دست خودش نیست ، طفلک باور کرده بود دروغ دوست داشتنت را …


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 16:12 توسط shaghayegh|

خدایـــــــا هیچ تنهایی را اونقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه: (عشــــــــــقم)

 

نقاش خوبی نبودم...

اما....

این روزها....

به لطف تو...!!

انتظار را دیدنی می کشم....

لبخند تو ، آرامش شهر را به هم می ریزد.

تو بخند.... من شهر را از نو می سازم.

                                                                            


                                                 

                                                                        


                                                                                                                                                                   

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 21:11 توسط shaghayegh|

عشق یعنی اینکه وقتی یه اس ام اس ازش میاد حتی قبل اینکه بدوونی چی نوشته لبخند میاد روی لبت،

همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه.



نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 20:58 توسط shaghayegh|

دشت هایی چه فراخ

كوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاكی بود كه صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه كسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاك
لب آبی
گیوه ها را كندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نكند اندوهی ‚ سر رسد از پس كوه

چه كسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی در كرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند كه چه تابستانی است
سایه هایی بی لك
گوشه ای روشن و پاك
كودكان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید كرد

در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم كه دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه
دورها آوایی است كه مرا می خواند

نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 14:27 توسط shaghayegh|

من بودم وتو



و یک عالمه حرف…



و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!



کاش بودی و



می فهمیدی



وقت دلتنگی



یک آه



چقدر وزن دارد…


صبح یعنی مست صدای تو

 

ظهر یعنی انتظار تو

 

عصر یعنی دلتنگم برای تو

 

شب یعنی یاد تو

 

و تو یعنی تمام لحظه های من


 

ارتفاع دلتنگیم را

 

من فقط سایه ی نبودنت را

 

برروی سقف اتاقم به نظاره نشسته ام


نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 23:16 توسط shaghayegh|

هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است . امام خمینی(ره)

*******************

دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد . مقام معظم رهبری

*******************

دهه فجر مظهر شکوه و عظمت و فداکاری ملت ایران است . مقام معظم رهبری

*******************


همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا دهه فجرمبارک

*******************

قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی. دهه فجرمبارک

*******************

آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا.
*******************

دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد. دهه فجرمبارک

*******************

این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است . امام خمینی(ره)

*******************

رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود . امام خمینی(ره)

*******************

چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است . امام خمینی(ره)

*******************

دهه فجردر تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند به شمارمی رود. مقام معظم رهبری

*******************

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است
دهه فجر مبارک
*******************
برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 22:34 توسط shaghayegh|

تکان تکان می خورد حس بی زبان قلم . تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم . قلم امشب کوتاه می نویسد؟ یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟! میان صحن چلچله ها رها شده ام . چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند . کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش . وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند . دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست . گفتنی ها را گفته ام .

نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند . آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود . ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد  . خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها .

آقا دستی تکان بده ، باران بپاش ، بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان ……………..

نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1391ساعت 22:6 توسط shaghayegh|

مينويسم تا يادم نره. مينويسم تا پا روي قولم نذارم. مينويسم تا حرفهاي قشنگم فراموشم نشه. مينويسم تا خجالت بكشم. مينويسم تا خدا بفهمه كه هنوز هم دوستش دارم.
   خدايا! تو اينقدر نزديك بودي و من نميفهميدم؟ خدايا؟! يعني واقعا همه حرفهاي همه مردم عالم رو ميشنوي؟ همه حرفهاي مردم عالم به علاوه تمام موجودات زنده ديگه.. اونها هم شايد ياد خدا ميكنند. شايد با تو حرف ميزنن. خدايا الان صداي من واضحه؟ صداي تو خيلي خوب مياد. ببخشيد..شما.

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 14:48 توسط shaghayegh|

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می افتد؟ یکى از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد. حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند. استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می شود؟ من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً . مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می آید، برآیید! دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است!

نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 13:40 توسط shaghayegh|


آخرين مطالب
» تــــــــبریک
»
»
»
» تا شقـــــــــــــــــایـــــــــــــق هست زندگی باید کرد
»
» دهه فجر
» امام رضا
» خدایا دلم تنگه...
» لیوان آب و مشکلات
Design By : ghaleb-fa